امین آصفی: بی­شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است.

بی­شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می‌دهد و با انحراف از فرهنگ هرچند جامعه در ابعاد اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان‌تهی است.(امام خمینی، ۱۳۶۰). بسیاری از مشکلاتی که به نظرمان می‌رسد در صحنه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی داریم، اگر کاوش کنیم به مشکلات فرهنگی برمی­گردد(آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۶۹). فرهنگ مایه اصلی هویت ملت‌هاست، فرهنگ یک ملت است که می‌تواند آن ملت را پیشرفته، عزیز، توانا، فناور، نوآور و دارای آبروی جهانی کند(آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۸۳).

در جهانی که ما اکنون در آن زندگی می‌کنیم، فرهنگ اهمیتی فوق‌العاده پیداکرده و به سلاحی سیاسی با کارایی زیاد تبدیل شده است. بسیاری از موضوعات و مشکلات عصر ما ماهیتی فرهنگی پیدا کرده‌اند و ریشه بسیاری از منازعات در سطوح ملی و فراملی را می‌توان در فرهنگ جستجو کرد(صالحی امیری، ۱۳۸۷: ۴۵)

در حقیقت اکنون مشکلات فرهنگی دوری از کتاب در جامعه گسترش پیدا کرده است و مسئولین امر، همواره لزوم توجه به این مساله را یادآور می‌شوند:

– وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: « ناهنجاری‌های اجتماعی و آسیب‌های فراوانی در کشور وجود دارد و همه این مشکلات به فرهنگ عمومی برمی‌گردد.

– مشکلات ده سال آینده کشور، فرهنگی و اجتماعی است.

سیاست‌ها و سیاست‌گذاری‌های فرهنگی در جوامعی مانند ایران که به دنبال ایده و آرمان والا و حفظ فرهنگ ارزشی هستند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی اساس و شالوده سیاست فرهنگی نوین کشور در قانون اساسی پی‌ریزی شد و سپس شورای فرهنگ عمومی و شورای عالی انقلاب فرهنگی، سیاست‌های فرهنگی کشور را تدوین کردند. اما به نظر می‌رسد این سیاست‌ها بیشتر جنبه شعاری ارزشی و کلی دارند؛ به گونه‌ای که جاری نبودن آن در تمامی فعالیت‌های فرهنگی کشور و هم‌چنین عملی نبودن و اجرا نشدن مناسب آن مشهود است. نگاهی کلان به وضعیت فرهنگی کشور نشان می‌دهد که با وجود نقاط ضعف و فرصت‌های ذی‌قیمت فراوان در عرصه سیاست‌های فرهنگی، این میراث عظیم و گسترده توسعه و تکامل نیافته و برخی از سرمایه‌های فرهنگی رو به افول گذارده است. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد زیرساخت‌های فرهنگی کشور ناقص، ضعیف و ناکارآمد و نیازمند بازبینی و بازسازی است. سیاست‌های فرهنگی روشن و شفافی اجرا نمی‌شود و بیشتر تصمیمات مقطعی و موردی اتخاذ می‌گردد؛ آموزش تکافوی نیازمندی‌های فرهنگی مطلوب را نمی‌کند؛ صنایع فرهنگی قوی، شاداب و رو به رشد نیستند و بالاخره وضعیت آینده فرهنگی کشور و نسل جوان دارای ابهامات مختلف فراوانی است.

به‌رغم اهمیت موضوع، متأسفانه تاکنون مطالعات انجام شده در زمینه مدیریت فرهنگ در ایران بسیار محدود است ؛ لذا بر آن شدیم تا با بررسی سیاست‌های فرهنگی در ایران در برنامه‌های توسعه بر اساس ماده۳ تبصره۲ از فصل اول برنامه پنجم توسعه، عوامل بازدارنده تدوین موفق سیاست‌های مذکور را شناسایی کرده و با ارائه راهکار در بهبود و توسعه وضعیت فرهنگی کشور کمکی کرده باشیم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *