امین آصفی: ﺷﻬﺮ ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺷﻬﺮی ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎﻗﻲ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﻣﮕﺮ آن ﻛﻪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﺑﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ آن ﺷﻬﺮ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻛﻨﺪ

ﻧﻘﺶ ﻣﺪﻳﺮان ﺷﻬﺮی در ارﺗﻘﺎ ء ﻓﺮﻫﻨﮓ و اﺧﻼق ﺷﻬﺮوﻧﺪی:

ﺷﻬﺮ ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺷﻬﺮی ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎﻗﻲ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﻣﮕﺮ آن ﻛﻪ  ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ  ﺷﻬﺮی ﺑﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ آن ﺷﻬﺮ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻛﻨﺪ و آن را ﺑﻪ ﻳﻚ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺪل ﺳﺎزد. ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ واﺣﺪ ﺷﻬﺮی در ﺳﺎﺧﺖ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﻲ ﻣﺤﻮری و ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه دارد و ﺑﺪون وﺟﻮد  ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ  واﺣﺪ ﺷﻬﺮی اﻧﺠﺎم ﻫﺮ ﻛﺎری آب در ﻫﺎون ﻛﻮﻓﺘﻦ اﺳﺖ.ﺑﺮای ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﺮدن ﻳﻚ ﺷﻬﺮ ﻣﺪﻳﺮان ﺷﻬﺮی ﺑﺎﻳﺪ دﺳﺖ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻫﻢ دﻫﻨﺪ و در ﻟﻮای ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ واﺣﺪ ﺷﻬﺮی در ﺧﺪﻣﺖ ﻣﺮدم ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻳﻚ ﺷﻬﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﻣﺮدم ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت زﻳﺎدی دارد ﻛﻪ اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت ﺑﺪون ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی واﺣﺪ ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﻲ ﺟﺪی ﻧﻤﻲ ﻳﺎﺑﺪ و ﺑﺮای ارﺗﻘﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺮ وﻧﺪی  ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻧﺪارد.اﻧﺴﺠﺎم و ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ، ﺗﻌﺎﻣﻞ و ﭘﻴﺎده ﻛﺮدن ﻧﻈﺎم ﺷﻬﺮی در ﺷﻬﺮ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ واﺣﺪی اﺳﺖ و اﻳﻦ ﺗﻨﻬﺎ در ﺻﻮرﺗﻲ اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ﭘﺬﻳﺮد ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺪﻧﻲ در ﺷﻬﺮ اﻳﺠﺎد ﺷﻮد ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺪﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در آن دو ﮔﻮﻧﻪ اﻋﺘﻤﺎد وﺟﻮد دارد ﻳﻜﻲ اﻋﺘﻤﺎد ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ و دﻳﮕﺮی اﻋﺘﻤﺎد ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ آﻧﺎن ﺑﺎ ﻣﺪﻳﺮان ﺷﻬﺮی.در ﺻﻮرت وﺟﻮد اﻋﺘﻤﺎد دوم اﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻮان ﻣﺪﻳﺮان  ﺷﻬﺮی در ﭘﻴﺎده ﻛﺮدن اﻫﺪاف ﺷﺎن اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ و از ﺑﺴﻴﺎری از ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻣﺸﺎرﻛﺖ و ﺣﻀﻮر ﻣﺮدم ﻛﺎﺳﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد.در ﺷﻬﺮی ﻛﻪ ﻓﻀﻴﻠﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺪﻧﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻲ اﻋﺘﻤﺎدی ﻣﻴﺎن ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺗﺸﻜﻴﻞ دﻫﻨﺪه ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻲ ﺷﻮد ﺗﺎ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎی ﺣﻜﻤﺮاﻧﻲ ﺷﻬﺮی اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﺑﺪ و ﺟﺮﻳﺎن اداره اﻣﻮر ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻟﻪ ای ﭘﻴﭽﻴﺪه و ﺳﺮدرﮔﻢ ﺑﺪل ﺷﻮد.ﭘﺲ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﺿﺮورت ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﻬﺮی و ﺑﺮای ﺑﻬﺒﻮد و روﻧﻖ وﺿﻌﻴﺖ اﻗﺘﺼﺎدی، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی ﻛﺮد و اﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی ﺑﻴﺶ از ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻌﻄﻮف ﺑﻪ ﺷﻴﻮه ﻫﺎی زﻧﺪﮔﻲ ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻨﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺮ ﻧﺸﻴﻨﻲ آﻧﺎن ﺑﺎﺷﺪ.ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ ﺑﺎﻳﺪ ﻗﻮاﻋﺪ درﺳﺖ ﺗﻬﻴﻪ ﻣﺴﻜﻦ، ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی ﺳﺎﻟﻢ، ارﺗﺒﺎﻃﺎت و ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ درﺳﺖ و، ﺑﻪ ﺳﺎﻣﺎن و اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ ﻏﻨﻲ ﺷﺪه و ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ را در ﺑﻴﻦ ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻨﺎن ﺗﺮوﻳﺞ داد.

 

آﻣﻮزش ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﺑﻪ ﻋﻨﻮان واﻗﻌﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ:

آﻣﻮزش ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﺑﺨﺸﻲ از وﻇﺎﻳﻒ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی اﺳﺖ، در واﻗﻊ دوﻟﺖ و ﻧﻬﺎدﻫﺎی ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار، ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ﻣﻠﻲ و ﻣﺤﻠﻲ، ﺗﺸﻜﻞ ﻫﺎی ﻣﺪﻧﻲ و  … از ﻃﺮﻳﻖ آﻣﻮزش ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪی و ﻣﻬﺎرت ﻫﺎی زﻧﺪﮔﻲ ﺟﻤﻌﻲ و ﺷﻨﺎﺧﺖ اﺻﻮل ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﻧﻘﺶ ﺑﺎرزی در ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﺧﻮاﻫﻨﺪ داﺷﺖ؛ در اﻳﻦ راﺳﺘﺎ ﺑﺨﺸﻲ از اﻳﻦ آﻣﻮزه ﻫﺎ در ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎرات از ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻧﻘﺶ ﺷﻬﺮوﻧﺪان در ﻗﺒﺎل ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی را آﻣﻮزش ﻣﻲ دﻫﺪ. اﻳﻦ آﻣﻮزش ﻫﺎ راﺟﻊ ﺑﻪ اﺻﻮل زﻧﺪﮔﻲ ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻨﻲ، رﻋﺎﻳﺖ ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪان و ﻣﻘﺮرات ﺷﻬﺮی و دوﻟﺘﻲ و…  ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. اﻳﻦ آﻣﻮزه ﻫﺎی ﻣﺪﻧﻲ در واﻗﻊ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﻤﻨﺪ ﻛﺮدن زﻧﺪﮔﻲ ﺷﻬﺮی ﺳﻮق ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ، از ﻃﺮﻳﻖ اﻳﻦ آﻣﻮزه ﻫﺎ ﺳﻌﻲ ﺷﺪه ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎ و ﻣﺨﺎﻃﺮات اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺣﻘﻮﻗﻲ و رواﻧﻲ ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﺑﺪ. ﻫﺪف اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻃﺮﻳﻖ آﻣﻮزه ﻫﺎی رﺳﻤﻲ و ﻏﻴﺮرﺳﻤﻲ ﺑﺘﻮان ﺑﺮای اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺸﺨﺺ ﻛﺮد ﻛﻪ در ﻗﻮاﻧﻴﻦ و ﻣﻘﺮرات ﺷﻬﺮی ﭼﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﻲ دارﻧﺪ و ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از ارﻛﺎن اﺻﻠﻲ ﻧﻈﺎم ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﭼﻪ وﻇﺎﻳﻔﻲ را ﺑﺎﻳﺪ اﺟﺮاﻛﻨﻨﺪ و ﻳﺎ اﻧﺘﻈﺎر داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. در واﻗﻊ ﻧﻘﺶ آﻣﻮزش ﻗﻮاﻧﻴﻦ و ﻣﻘﺮرات ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻧﻘﺎط اﺗﺼﺎل ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﺑﺎ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﻗﻠﻤﺪاد ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ آﻣﻮزش و ﭘﺮورشِ ﺷﻬﺮوﻧﺪان از ﻃﺮﻳﻖ آﺷﻨﺎﻳﻲ و ﺷﻨﺎﺧﺖ آﻧﺎن در ﭘﺮﺗﻮ ﻗﻮاﻧﻴﻦ و ﻣﻘﺮرات ﺷﻬﺮی ﺑﺼﻮرت رﺳﻤﻲ و ﻏﻴﺮ رﺳﻤﻲ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﻧﻘﺶ ﭘﻮﻳﺎﺗﺮی در ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﺷﻬﺮی وﻣﻔﻬﻮم شهروندی داشته باشند.

آﻣﻮزش ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﺑﺎ ارﺗﻘﺎء ﻓﺮﻫﻨﮓ و اﺧﻼق  ﺷﻬﺮوﻧﺪی ارﺗﺒﺎط ﻣﺴﻘﻴﻢ دارد و ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ واﻗﻌﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻛﻠﻴﺪی آن ﻫﻤﻮاره در ﻃﻮل ﺗﺎرﻳﺦ زﻧﺪﮔﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﻧﺴﺎن ﻛﻪ ﺑﻪ اﺳﺘﻘﺮار ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻲ اﻧﺠﺎﻣﺪ ﻧﻘﺶ ﺑﺎرزی ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. اﻣﺮوزه اﻳﻦ آﻣﻮزش ﻫﺎ در ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﻓﺮد در ﺟﺮﻳﺎن ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﺎﻓﺘﮕﻲ در ﺑﺴﺘﺮ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪن از ﺿﺮورت ﻫﺎی دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ ﮔﺮدد.آﻣﻮزش ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﻳﻚ آﻣﻴﺨﺘﮕﻲ و راﺑﻄﻪ ﺗﻨﮕﺎﺗﻨﮓ ﺑﺎ اﺧﻼق و رواﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ دارد. اﻳﻦ ﻋﻨﺼﺮ از ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﻋﻼوه ﺑﺮ زﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎی ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﺮ رواﺑﻂ اﺧﻼﻗﻲ ﺑﻴﻦ اﻋﻀﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﺷﺮاﻳﻂ ﻳﮕﺎﻧﮕﻲ و ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﺧﻼق ﻣﺪﻧﻲ ﻧﺎﻇﺮ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻣﻮﻟﻔﻪ آﻣﻮزﺷﻲ ﺑﺎ ﻣﺸﻮق ﻫﺎﻳﻲ ﭼﻮن اﺣﺴﺎس ﺑﺮادری،ﻫﻤﻨﻮﻋﻲ،ﺗﻌﻬﺪ،و ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﭘﺬﻳﺮی ﻫﻤﺮاه اﺳﺖ.آﻣﻮزش ﻫﺎی ﺷﻬﺮوﻧﺪی در ﺑﻌﺪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﺷﺎره ﺑﻪ اﺧﻼق ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﻣﻲ ﻛﻨﺪ در واﻗﻊ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ آﻣﻮزه ﻫﺎﻳﻲ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﭘﺮداﺧﺖ ﻛﻪ ﺷﻬﺮوﻧﺪان در ﻳﻚ ﺷﻬﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﻬﺎدﻫﺎی

اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﺑﺎﻳﺪ اﺟﺮ اﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. آﻣﻮزش ﺷﻬﺮوﻧﺪی از ﺑﻌﺪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﺎﻣﻞ » آﻣﻮزش ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ای از ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎ و ارزش ﻫﺎﻳﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ اﻧﻌﻄﺎف ﭘﺬﻳﺮی ﺑﺴﻴﺎری دارﻧﺪ و اﻳﻦ اﻣﺮ ﻧﺎﺷﻲ راز وﺟﻮد ﺗﻔﺎوت ﻫﺎ و ﺗﻨﻮﻋﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻜﻞ ﻣﻲ ﮔﻴﺮد، از ﻧﻈﺮ ﺗﺮﻧﺮ آﻣﻮزش ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺮوﻧﺪی ارﺗﺒﺎط ﺑﻪ ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ دارد و ﺑﺎﻳﺪ ﺷﻬﺮوﻧﺪان در اﻣﻮر ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﻮزش ﺑﻴﻨﻨﺪ و ﺧﻮد را ﻣﺴﺌﻮل ﺑﺪاﻧﻨﺪ و در ﮔﺴﺘﺮش آن ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ«  ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻛﻠﻴﺪی ﻛﻪ در ﺣﻮزه ﻓﺮﻫﻨﮓ آﻣﻮزش ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ آن ﺗﻮﺟﻪ ﺑﺴﻴﺎری   اﺳﺖ در «  ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﭘﺬﻳﺮی ﺷﻬﺮی- ﻗﺎﻧﻮﻧﻤﻨﺪ ﺑﻮدن ﺷﻬﺮوﻧﺪان- ﻫﻨﺠﺎرﭘﺬﻳﺮی اﻟﮕﻮﻫﺎی ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻨﻲ » ﻛﺮد ﺷﺎﻣﻞ واﻗﻊ اﻳﻦ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ را ﻣﻲ ﺗﻮان از ﻫﻤﺎن آﻏﺎز ﻛﻮدﻛﻲ دروﻧﻲ ﻛﺮد.

ﺑﺮای اﻳﻨﻜﻪ آﻣﻮزش ﻫﺎی ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﺑﺎ ﺗﻤﺎم اﺑﻌﺎد آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ واﻗﻌﻴﺖ اﺟﺘﻨﺎب ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ در اذﻫﺎن ﺷﻬﺮوﻧﺪان از ﻫﻤﺎن دوران ﻛﻮدﻛﻲ ﺗﺎ ﺑﺰرﮔﺴﺎﻟﻲ ﻧﻬﺎدﻳﻨﻪ ﮔﺮدد ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻤﻮاره از ﻣﻨﺎﺑﻊ »اﺧﻼﻗﻲ- ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ- اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ- ﺳﻴﺎﺳﻲ- ﺣﻘﻮﻗﻲ و… « ﻛﻪ ﭘﺎﻳﻪ ﻫﺎی ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ را در ﺑﻴﻦ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰان و ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن اجرایی مدیریت جامع شهری قرار گیرد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *